-
ما با «امید و آرزو» زندهایم
نوعروسان روستا خیلی زود بچهدار میشوند، معمولاً به یک سال هم نمیکشد. برای عباس و ملیحه اما، پس از گذشت دو سال از ازدواج شان خبری نشد. آرام آرام حرف و حدیثها و پرس وجوها شروع شد و بازار…
-
کولبریم؛ حریف کوه و حریف زندگی
گاهی یک پیشنهاد ساده میتواند مرز میان ناامیدی و امید باشد؛ میان کولبری و کارآفرینی. وقتی چند نفر دور هم جمع شدند، کسی فکرش را هم نمیکرد جرقهای که زده میشود، قرار است مسیر زندگی چند خانواده…
-
برکت از مستطیل سبز
از بچگی عاشق فوتبال بودم و بازیکن مورد علاقهام هم مارادونا. مارادونا یک چیز دیگر بود. هنوز هم فوتبالیست روی دستش نیامده. من هم مثل او پیراهن شماره ۱۰ را میپوشیدم. همیشه هم کاپیتان بودم، از…
-
وقتی چشمان معصوم روژان امیدی برای زیستن شد
توجیه کردن دختر بچهای که دلش هوای پدر را دارد آسان نیست. بچه چه میفهمد بیکاری و نداری یعنی چه. او پدرش را میخواهد تا خودش را برایش ترش و شیرین کند و جز مهربانی، بازخوردی نبیند. دختربچهها…